همه عمر بر ندارم سر از این خمار مستی .... که هنوز من نبودم که تو در دلم نشستی سلام عشق قدیمی ، حال من خوبه غمی نیست....
یادته؟یادته تو فرودگاه منتظربودیم پروازمون بشه ، یهو بلند شدی رفتی گفتی الان برمیگردم؟ یادته با دوتا لیوان چای برگشتی و گفتی الان تایم چای خانممه؟ چقد حالم خوب شده بود از اینکه انقد منو خوب بلدی ، یادته همیشه ترس داشتیم از نشدن از نرسیدن؟ یادته وقتی نشستیم تو هواپیما زیر گوشت چی زمزمه کردم ؟ نه میتونم از این احساس رها شم تا تو تنها شی ، نه اون اندازه دل دارم ببینم با کسی باشی
برچسب:
نویسنده: آرشان قاسمیپور
برچسب:
نویسنده: آرشان قاسمیپور

امروز صبح دلتنگیت زودتر از من بیدار شده بود ، چشمامو که باز کردم دلم پی هوات بود ... چشامو بستم که باز ببینمت خوابم برد کلا ، یهو از خواب پریدم دیرم شده بود نفهمیدم چی پوشیدم چی خوردم چطور زدم بیرون ، اما حواسم بود که هستی و دارم توهوات نفس می کشم ، یه دلتنگی دلچسب و نئشه آور ..
چقد این کرختی رو دوست دارم ![]()
زمستون شده نازنینم گرم بپوش ....
برچسب:
نویسنده: آرشان قاسمیپور
برچسب:
نویسنده: آرشان قاسمیپور
برچسب:
نویسنده: آرشان قاسمیپور
برچسب:
نویسنده: آرشان قاسمیپور
برچسب:
نویسنده: آرشان قاسمیپور
برچسب:
نویسنده: آرشان قاسمیپور
دلخوشم با غزلی تازه همینم کافیست
تو مراباز رساندی به یقینم کافیست
قانعم بیشتر از این چه بخواهم از تو
گاه گاهی که کنارت بنشینم کافیست
من همینقدر که باحال و هوایت گه گاه
برگی از باغچه شعر بچینم کافیست ...
برچسب:
نویسنده: آرشان قاسمیپور
برچسب:
نویسنده: آرشان قاسمیپور
برچسب: شماره۳۵,
نویسنده: آرشان قاسمیپور
برچسب:
نویسنده: آرشان قاسمیپور
برچسب:
نویسنده: آرشان قاسمیپور
برچسب:
نویسنده: آرشان قاسمیپور
یه زخمایی روی دل آدما هست که درمون نمیشن از بس عمیقن
به چشمام که شرمندشونم همیشه ... تو اون زخمی هستی که جاش خوب نمیشه
دیگه بعد تو قلبمو دوست ندارم ... ولی قلب عاشق همه زندگیشه ...
برچسب:
نویسنده: آرشان قاسمیپور